یک لیست کامل از زنان مشهور ایرانی به همراه بیوگرافی انها
در ادامه مطلب.............
ادامه مطلب
آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود زاده شد . اما یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید . پدر آلبرت، هرمان انیشتین و مادرش پائولین کوخ نام داشت .آلبرت به هیچ مفهوم کودک اعجوبهای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا حرف زدن بیاموزد بطوریکه پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیرعادی باشد اما بالاخره بعد از مدتها شروع به حرف زدن کرد. آلبرت اکثر اوقات ساکت بود و هرگز بازیهای عادی را که ما بین کودکان انجام میگرفت و موجب سرگرمی کودکان می شد را دوست نداشت.
ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج سال داشت پدرش قطب نما یی جیبی را به وی نشان داد خاصیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در او تأثیر عمیقی گذاشت با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند . وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثه ای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت : هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آن جا که وی علاقمند به کسب لذتهای زندگی بود تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان موسسه مشابهی را ایجاد کرد.
هنگامیکه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. در این دوران مشهورترین موسسه فنی در اروپا مرکزی به استثنای آلمان ، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بود.آلبرت در امتحان داوطلبان شرکت کرد ولی بخاطر اینکه درعلوم طبیعی اطلاعات وسیعی نداشت درامتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست کرد که دیپلم متوسطه ای را که برای ورود به دارالفنون لازم است در یک مدرسه سویسی بدست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر کوچک «آرائو»که با روش جدیدی اداره می شد معرفی کرد. بعد از یک سال اقامت در آن مدرسه دیپلم لازم را بدست آورد و در نتیجه بدون امتحان در دارالفنون زوریخ پذیرفته شد. او درست در خاتمه قرن ۱۹ تحصیلات خود راپایان داد. در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان از این قبیل در دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده، بوسیله امپراتور اتریش انجام می گرفت که معمولاً حق انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا می گذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب ، قبل از همه ، بر عهده فیزیکدانی به نام« آنتون لامپا » بود و او برای انتخاب استاد دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاویائومان » و دیگری«انیشتین » بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسها فراوان انیشتین این مقام را پذیرفت.هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد. انیشتین با کمک از اصل تعادل توانست پدیده های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده اند و می توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد. در مدتی که انیشتین در پراگ تدریس می کرد نه فقط نظریه جدید خود را درباره غیر وی بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوآنتوم نو را که در شهر برن شروع کرده بود ، توسعه داد. با همه ی این تفاصیل انیشتین به دانشگاه پراگ اطلاع دادکه در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک خواهد کرد. انیشتین عازم شهر زوریخ گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی در مدرسه پلی تکنیک زوریخ مشغول به کار شد شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود که بسیاری از موسسات و سازمانهای علمی جهان علاقه داشتند که وی بعنوان عضو وابسته به موسسه شان باشد . فعالیت اصلی انیشتین در برلین این بود که با همکاران خویش و یا دانشجویان رشته ی فیزیک درباره کارهای علمی مصاحبه و مذاکره کند وآنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی کند. هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی اول شروع شد. جنگ جهانی و شرایط بدی که در نتیجه آن، بر دنیای علم تحمیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد. وی با پیمودن راه تفکری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریه ای برای ثقل بیان نماید و جاذبه عمومی را بنا نهاد که بلکه مستقل از نظریه های گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود . سرانجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفکر قرن بیستم، در شهر پرنیستون واقع در ممالک متحده ازامریکای شمالی زندگی وتفکر و مبارزه دست کشید و از دار دنیا رفت و درگذشت.

برچسب ها:بیو گرافی محمود احمدی نژاد
علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن سابق تیم ملی ایران و سرمربی کنونی این تیم و تیم سایپا و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. او در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ طی حکمی از سوی علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران با قراردادی یک ساله به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران اعلام شد. دایی تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود.
دایی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازیهای ملی در تاریخ فوتبال جهان است. در سال ۲۰۰۷ میلادی، فدراسیون آمار و ارقام فوتبال (متعلق به فیفا)، علی دائی را در رده بیست وششمین بازیکن برتر تاریخ فوتبال جهان معرفی کرد که در این فهرست وی به عنوان تنها بازیکن آسیایی در میان برترینهای تاریخ فوتبال مشاهده میشود.[۱]
دایی سابقهٔ بازی در تیمهای آلمانی همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی جام باشگاههای اروپا دست یافتهاست. او همچنین یکی از اعضای کمیته فنی فیفاست.
در ادامه مطلب بخوانید..........
مستربین عاشق ماشین های اخرین مدل
مستربین شاید اخرین بازمانده از نسل کمدین هایی باشد که به تنهایی در صحنه می شود و بدون استفاده از طنز کلامی بیننده را به خنده وا می دارد " این کمدین انگلیسی ساده و معمولی میلیون ها نفر را در سراسر دنیا خندانده است " محبوبیت زیادی در سراسر کشورها از جمله ایران به دست اورده و در دهه 1990 ستاره بی رقیب دنیای فیلم و سرگرمی بود . شخصیتی با رفتار کودکانه که گهگاه فکرهای بی نظیر نابغه ها به ذهنش می رسد . کسی که با رفتار خشک و سرد خود و بدون شکلک دراوردن مرسوم " محبوبیت زیادی در دنیای کمدی کسب کرد . در این بیوگرافی باز هم نگاهی به 30 سکانس از فصل های زندگی (( روان اتکینسون )) خالق مستربین : ............................................................ در صورت تمایل به خواندن این مطلب به ادامه مطلب بروید ..............